همسفر تا خدا

همسفر تا خدا

بسم الله الرحمن الرحیم
چقدر متفاوت بعضی از همسفر ها تا خدا...
با همه ی اون چیزایی که من تا حالا دیدم،
همه ی اون کارایی که تا حالا کردم، همه ی اون جاهایی که تا حالا رفتم حتی.
متفاوت با زندگی من، با زندگی آدمای اطرافم و
حتی با زندگی همه ی آدمایی که میشناسم.
و چقدر خوب این تفاوت، چقدر خوب شنیدن درباره ی زندگی ای
که هرگز تجربه اش نکرده ای و فکر هم نمی کنی هرگز بتوانی تجربه اش کنی
آدمهای عجیبی اند این طور آدمها
آدم های غیر قابل باور کردنی اند حتی،
باور اینکه چقدر مثل تو هستند و چقدر مثل تو نیستند و
یا نمیخواهند باشند سخت است
باور اینکه همه شان روزی مثل تو خیلی عادی به دنیا امده اند،
اما حالا....
چه طور این طوری شده اند؟
چون واقعا زجر میکشم وقتی کسی میگوید همت همونیه که یه اتوبان بزرگه؟
و هیچ ایده ی بیشتری ندارد
میداند آدم هم بوده ها، اما این که کی بوده رو نه
همت براشون مساویه با ترافیک
نه با شهادت و انسانیت و این جور چیز ها!
آیا به جز اسم خیابان، هیچ راه دیگری برای جاودانه کردن این آدم ها وجود نداشت؟

پیوندهای روزانه

بسم الله الرحمن الرحیم

یک‌بار خانم به مسافرت رفته بودند و آقا خیلی دلتنگی می‌کردند
وقتی آقا از سر دلتنگی اخم ‌کردند ما به شوخی ‌گفتیم اگر خانم باشد، آقا می‌خندند
وقتی خانم منزل نیستند آقا ناراحت هستند و اخم می‌کنند
هرچه سر به سر آقا گذاشتیم اخم ایشان باز نشد
بلاخره من گفتم «خوش به حال خانم که شما این‌قدر دوستشان دارید.»
آقا گفتند: «خوش به حال من که چنین همسری دارم
فداکاری که خانم در زندگی با من کردند هیچ‌کس نکرده است شما هم اگر مثل خانم باشید
همسرتان شما را این قدر دوست خواهد داشت

زهرا اشراقی , پاه به پای آفتاب , ج1 , ص199-198


  • نیمه پنهان ماه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">