همسفر تا خدا

همسفر تا خدا

بسم الله الرحمن الرحیم
چقدر متفاوت بعضی از همسفر ها تا خدا...
با همه ی اون چیزایی که من تا حالا دیدم،
همه ی اون کارایی که تا حالا کردم، همه ی اون جاهایی که تا حالا رفتم حتی.
متفاوت با زندگی من، با زندگی آدمای اطرافم و
حتی با زندگی همه ی آدمایی که میشناسم.
و چقدر خوب این تفاوت، چقدر خوب شنیدن درباره ی زندگی ای
که هرگز تجربه اش نکرده ای و فکر هم نمی کنی هرگز بتوانی تجربه اش کنی
آدمهای عجیبی اند این طور آدمها
آدم های غیر قابل باور کردنی اند حتی،
باور اینکه چقدر مثل تو هستند و چقدر مثل تو نیستند و
یا نمیخواهند باشند سخت است
باور اینکه همه شان روزی مثل تو خیلی عادی به دنیا امده اند،
اما حالا....
چه طور این طوری شده اند؟
چون واقعا زجر میکشم وقتی کسی میگوید همت همونیه که یه اتوبان بزرگه؟
و هیچ ایده ی بیشتری ندارد
میداند آدم هم بوده ها، اما این که کی بوده رو نه
همت براشون مساویه با ترافیک
نه با شهادت و انسانیت و این جور چیز ها!
آیا به جز اسم خیابان، هیچ راه دیگری برای جاودانه کردن این آدم ها وجود نداشت؟

پیوندهای روزانه

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

بسم رب الشهدا و الصدیقین


من و حمید به کمترین چیزها راضی بودیم؛
به همین خاطر بود که خریدمان،از یک دست آینه و شمعدان و حلقه ازدواج فراتر نرفت!
برای مراسم،پیشنهاد کردم غذا طبق رسم معمول تهیه شود که به شدت مخالفت کرد!
گفت:چه کسی را گول می زنیم،خودمان یا دیگران را؟ اگر قرار است مجلسمان را اینطور بگیریم،
پس چرا خریدمان را آنقدر ساده گرفتیم؟!
مطمئن باش این جور بریز و بپاش ها اسراف است و خدا راضی نیست.
تو هم از من نخواه که بر خلاف خواست خدا عمل کنم.
با اینکه برای مراسم،استاندار،حاکم شرع و جمعی از متمولین کرمان آمده بودند،
نظرش تغییری نکرد و همان شام ساده ای که تهیه شده بود را بهشان داد!
حمید می گفت: شجاعت فقط تو جنگیدن و این چیزها نیست؛
شجاعت یعنی همین که بتوانی کار درستی را که خلافِ رسم و رسومِ به غلط جا افتاده است،انجام بدهی.

شهید حمید ایران منش
کتاب چریک،ص35و36



بنده راضی نیستم از کسانی که با خرج های سنگین و با اسراف در امر ازدواج،
کار را بر دیگران مشکل می کنند.البته با جشن و شادی و مهمانی موافقم ولی با اسراف نه

مقام معظم رهبری،مطلع عشق،ص119


  • نیمه پنهان ماه

بسم الله الرحمن الرحیم

جلو آیینه روسری را به شکل لبنانی درست میکنم
حالا نوبت به سنجاق و گیره روسری , گیره ها و سنجاق هایی با اشکال مختلف و زیبا
یکی از سنجاق ها را انتخاب میکنم
گیره را میزنم و چادر را سر میکنم
آینه را که خوب نگاه میکنم کنار روسری , سنجاق واقعا زیبایی خاصی به حجابم میبخشد
همسرم از پشت سر از داخل آینه نگاه میکند
نگاهم به نگاهش می افتد .... زیباتر شدی خانمی !
لبخند روی لبانم محو می شود ! زیبا شده ام ؟ حتی با وجود حجاب !!
سرم را پایین تر می اندازم , چشمانم را می بندم :
" و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان خود یا کنیزانشان که بینیازند آنچه از زینتشان نهفته می‏دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید"

بلافاصله گیره ها رو در می آورم .
روسری را با شکل ساده با گیره ساده بدون تزیین میبندم و چادر را سر میکنم
همسرم تعجب میکند و میپرسد چه شد ؟
آیه را بار دیگر برایش میخوانم
خم میشود ... بر چادرم بوسه میزند
فقط یک جمله میگوید ... فقط یک جمله !
فدای چادر سر کردن زهرایی ات بشوم  ...


خاطره از دوستان 


  • نیمه پنهان ماه

بسم الله الرحمن الرحیم

بانوی من :

هنگام خرید لازم نیست از مغازه دار دو سطر تشکر کنی، یک تشکر و خداحافظی کوتاه کافیه...

بانوی من :
لازم نیست با فروشنده نیم ساعت چونه بزنی، یا اگه جنس گرونه .. شروع کنی به نالیدن از گرونی !
نه خدا راضی هست که شما به خاطر ارزونتر خریدن با مرد نامحرم چونه بزنی که گاهی به شوخی کردن هم می کشه! نه همسرتان راضی هست با این کار تخفیف بگیری ...

بانوی من :
کسی که شما باید همه طنازی هات رو براش نگه داری، همسر شماست ...


برادر فروشنـده !
تو مغازه ت که هستی، حواست پیش زن و بچه ی خودت باشه...

برادر فروشنـده !
مشتری شما با شما محرم نیست که بهش رنگ لباس پیشنهاد میدید و میگید این رنگ بهت میاد!

برادر فروشنـده !
شما هم جنس رو به هر قیمتی میخوای بدی ... زود قیمت نهایی رو بگو
منتظر نباش بهت التماس کنن و قربون صدقه ت برن


برادر و خواهر بزرگوارم ...
زمانه الک برداشته و سخت درحال الک کردن است و امروز دارد مذهبی ها را الک میکند!
بانوی چادری و برادر مومن
دانه های الک زمانه ، ریز است
مبادا حیا و عفت و نجابت و غیرت الک شود و تو بمانی



  • نیمه پنهان ماه